هانيهاني، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره
هیامهیام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

هاني كوچولو

هانی در عید سعید قربان 94

سلام منو به جا میارید عیدتون مبارک البته با چند روز تاخیر پدر خوب یعنی بابای من دختر خالم ایناس خانم و مامانیم عاشقشه بر و بچ خوشتیپ آقا انس و آقا ادیب من و پسرخالم آقا مومن سلفی میگیریم ...
7 مهر 1394

هانی و بابایی در مراسم تقدیر از مامانی

مدیر و همکارایه مامانی ؛برای مامانی توی شرکت جشن گرفته بودن مامانی از موضوع جشن باخبر نبود ؛  ولی من و بابایی میدونستیم چون از قبل به این جشن دعوت شده بودیم و من تا چشمم به کیک افتاد باز فکر کردم تولده این لوح تقدیر برای مامانی خیلی باارزشه اینم دوستم , سرور خانم دختر همکار مامانی جشن خیلی خوبی بود و من حسابی کیک خوردم همکارایه مامانی زحمت کشیدن برای من و مامانی کادو گرفته بودن و من کادومو خیلی دوست داشتم جا داره اینجا از زحماتشون تشکر کنم برگ های درخت از توی باغچه جمع کردم و باهاشون چراغ راهنمایی رانندگی درست کردم و به مامان بزرگم آموزش دادم . مامان و بابایی منو بخاطر ...
3 شهريور 1394

هانی - مرداد 94

سلام دوستای گلم با تابستون چه میکنید؟ برای من تابستونا یعنی آب بازی همراه با آب بازی اگه کفتید چی میچسبه تابستون دریاش هم عالیه من و انس پسر دایی احمد پسرخاله نازنینم   ...
3 شهريور 1394

هانی در عید فطر 94

این عکسم توی مسابقه شرکت دادم و برنده مسابقه  عید فطر شد منو نیییگاه صبح عید تازه از خواب بیدار شدم بازم منو نییییگا دایی احمد و انس دایی روز عید آقا ادیب خوشتیپ با لباس عید ایناس دختر خاله مامانم عاشقشه مومن پسرخاله احمد پسر خاله من ؛ ماریه و علی بچه های دایی روز عید اینم عکس های چند روز قبل موقع خرید لوازم عید مامان و بابایی عاشق خنده هامن شیطنت توی مغازه من و ماریه خانم عکس هنری توی اتاق تاریک موقع خواب و من در حال بازی با تبلتم     خاله کنکور قبول شده و اینم ک...
4 مرداد 1394

قرقیعان هانی در نیمه رمضان

قرقیعان مراسمی که توی نیمه ماه مبارک رمضان برگزار میشه و بچه ها بعد از ظهر ها تا اذان مغرب کیسه بدست میرن در خونه ها و بزرگترها بهشون شیرینی میدن و من اولین سالیه که دوست داشتم قرقیعان شرکت کنم و هرسال میگفت هوا گرمه نمیتونم برم در اصل حوصله گشتن نداشتم من  هرجایی که میرفتم هرچی بهم میدادن نمیگرفتم آخه عادت به شیرینی و خوراکی های مغازه ندارم فقط آبنبات بر میداشتم اینم شیرینی های من که مامانی زحمتشو کیشده تا به بچه ها بدیم فاطمه دختر دایی محمد محمد و حاتم پسرهای خاله سمیه با لباس های محلی قرقیعان ایناس دختر خاله سمیه احمد پسر خاله سمیه کیسه بدست انس و علی...
12 تير 1394

هانی در مسافرت به شهرکرد

من و مامان و بابایی تصمیم گرفتیم بریم شهرکرد شیراز توقف کردیم واسه نهار و من حسابی گرسنم شده بود خوراک جوجه خیلی دوست دارم ببینید چه حسی گرفتم با بوش اینم بستنی خوشمزه توی مسیر سپیدان بعد از یک نهار مفصصل  خواب میچسبه رسیدیم شهرکرد و با عمو نورالله (دوست بابایی ) رفتیم یه جای قشنگ به اسم کوهرنگ من و عمو سجاد من و بابایی مهربونم من و بابایی با عمو نورالله و عمو سجاد (دوستایه بابایی) نون خوشمزه از نان های محلی کوهرنگ کوهرنگ عالی بود فقط سایه نبود ما بشینیم همه جاشو گرفته بودن واسه همین تصمیم گرفتیم بریم دیمه داشتیم میرفتیم کنار این...
13 خرداد 1394

هانی - آتلیه - 4سالگی

سلام دوستای گلم این عکسها رو چند روز بعد از تولدم گرفتم ولی یه مقدار طول کشید تا تونستم با شما دوستای گلم به اشتراک بزارم این تیپ رو می بینید یه وقت فک نکنید موقع عکس گرفتن خیلی گوش به حرف بودم نههههه متاسفانه اصلا از اون پسربچه هایی نیستم که تا بگن عکس قیافه بگیرم  و بخصوص توی آتلیه که عکاس از دستم عاصی شد ولی این حرفه اش بود و نسبت به من خیلی صبوری کرد تا عکسام به این قشنگی شدن جا داره اینجا ازشون حیلی حیلی تشکر کنم آدرس  : لامرد - عکاسی شایان ...
2 خرداد 1394